معنی چارپر
10 بازدید
[ پَ ] (اِ مرکب) قسمی از صراحی شراب. (فرهنگ ناظم الاطباء). قسمی شیشه برای شراب یا سرکه و غیره. قسمی شیشهٔ چهارپهلو. || یکنوع چماق که سری آهنین با چهارپره دارد. || قسمی گرز. || (ص مرکب) قسمی تیر دارای چهارپر: خدنگی بینداختی چارپر از این سر بدان سر نکردی گذر.فردوسی. خدنگی دگر باره هم چارپر بچرخ اندرون راند و بگشاد پر.فردوسی. خدنگ چارپر همچون درختان برستند از دو چشم شوربختان. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). || دارای چهار بال و پر برای پریدن. کنایه است از مرغ تیزپرواز یا مرکب تندرو: پرگرفته نوند چارپرش وز وشاقان یکی دو بر اثرش.نظامی. عقابی چارپر یعنی که در زیر نهنگی در میان یعنی که شمشیر.نظامی.
کلمات همقافیه با «چارپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر