معنی چارپاره
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) نوعی گلولهٔ تفنگ. قطعات سرب غیر منتظم بریده کوچکتر از گلوله و بزرگتر از ساچمه. گلولهٔ تفنگ که چهار یک گلوله های عادی است. نوعی گلولهٔ غیر مدور که از سرب میریزند و بیشتر در تفنگ های سرپر قدیم. بکار میرفت. نوعی ساچمهٔ بزرگ. یک قسمت از چهار قسمت گلولهٔ تفنگ. قسمی گلوله مخصوص تفنگ و توپ. گلوله را چون به چهار قسمت کنند هر قسمت آن چهارپاره است که بجای ساچمه در تفنگ بکار برند. || نوعی رقص. (آنندراج). || نام سازی که چهار وصل دارد. (آنندراج). || وصلهٔ کفش. (ناظم الاطباء). یک جفت زنگ رقاصی. (ناظم الاطباء): به چارپارهٔ زنگی به باد هرزهٔ دزد به بانگ زنگل نباش و کُم کُم نقاب.خاقانی. || یک چهارم خشت و آجر که در بنایی مصطلح است. پاره های آجر.
کلمات همقافیه با «چارپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر