معنی چارواداری
5 بازدید
[ چارْ ] (حامص مرکب) چهارپاداری. مال به کرادهی. مسافربری. بارکشی. || (ص نسبی) منسوب به چاروادار. - فحش چارواداری؛ دشنام خیلی زشت.
کلمات همقافیه با «چارواداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر