معنی چاروا
6 بازدید
[ چارْ ] (اِ رکب) چارپا. مرکب سواری. (برهان) (آنندراج). مرکب چهار پا اعم از اسب یا الاغ یا اشتر. (لغت محلی شوشتر خطی) هرحیوان که بر چهارپا رود. حیوان بارکش. ماشیة. مال. اسب. الاغ. قاطر. شتر. مرکب. ستور. بارگی. دایرة؛ چیزی که محاذی آخر خوردگاه چاروا افتد. (منتهی الارب): چاروایی دوسه و یک دو غلام چاروا هم به کری خواهم داشت.خاقانی. نه محقق بود نه دانشمند چاروایی بر او کتابی چند .سعدی. || هر چیزی که چهارپا داشته باشد. (برهان) (آنندراج). || الاغ. حمار. درازگوش. یعفور. (غالب دهات خراسان و در تداول روستائیان آنجا). و رجوع به چارپا شود.
کلمات همقافیه با «چاروا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر