معنی چارهنگام
5 بازدید
[ هِ ] (اِ مرکب) چهارهنگام. چهارفصل. چارموسم. بهار و تابستان و پائیز و زمستان. فصول اربعة. || چهار وقت صبح و ظهر و عصر و شب.
کلمات همقافیه با «چارهنگام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر