معنی واژه چارمغز
4 بازدید
[ مَ ] (اِ مرکب) چهارمغز. جوز را گویند که گردکان است. (برهان). تخم درختی است از قسم میوه به فارسی گردکان و به هندی اکهروت گویند. (آنندراج). جوز مغز فارسی که بهندش اکهروت نامند. (شرفنامهٔ منیری). گردکان که چهارمغز دارد. جوز. گردو. گوز. خسف. جوز چارمغز. ضَبْر و ضَبِر؛ درخت چارمغز. لُبّ، چارمغز گردکان است. (منتهی الارب). || مغز تخمهٔ کدو و خربزه و هندوانه و خیار. || مغز پسته و فندق و بادام و گردو. - دهن الجوز؛ روغن چارمغز. و رجوع به گردکان شود.