معنی چارلنگر
6 بازدید
[ لَ گَ ] (اِ مرکب) کشتی بزرگ که چهارلنگر داشته باشد. (آنندراج): لنگر شکوه باد کند دفع، پس چرا در چارلنگر است روان باد صرصرش. خاقانی. چو طوفانی دیدهٔ تر شدم ز مژگان خود چارلنگر شدم. ملاطغرا (از آنندراج). نگه تا شنا کرد در بحر دید چنین کشتی چارلنگر ندید. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چارلنگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر