معنی چارعنصر
3 بازدید
[ عُ صُ ] (اِ مرکب) چهارعنصر. عناصر اربعه. چارآخشیج. آب و خاک و باد و آتش باشد: از ایشان گشت پیدا چارعنصر ز من بشنو تو این معنیّ چون دُر. ناصرخسرو. باد امرت در زمین چون چارعنصر پیشرو باد نامت در زمان چون هفت سیاره سمر. سنایی. چارعنصر چاراستون قویست که بر ایشان سقف دنیا مستویست هر ستونی اشکنندهٔ آندگر استن آب اشکنندهٔ هرشرر.مولوی.
کلمات همقافیه با «چارعنصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر