معنی چارشوب
5 بازدید
(اِ مرکب) چارسو. (ناظم الاطباء). بمعنی چارسو است و بترکی چارشو هم میگویند. (شعوری ج ۱ ص ۳۲۹): گر شودت مقتضی رفتن بازارها ورنه مرو بهر هیچ جانب هر چارشوب. (از شعوری).
کلمات همقافیه با «چارشوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر