معنی چارشانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص مرکب) کسی که قدش کوتاه و شانه هایش پهن و قوی باشد. (از آنندراج): ز ضرب گرز کین از هر کرانه شده بالا بلندان چارشانه. محمد قلی سلیم (از آنندراج). || قوی هیکل و تنومند. (آنندراج). تنومند و قوی هیکل و فربه. (ناظم الاطباء). کسی که سینه و بر پهن و قوی و درشت دارد. قوی جثه. تناور و سطبر اندام : کمان ابروش کوتاه خانه قد شمشاد پیشش چارشانه. اشرف (از آنندراج). || ناموزون قد و بداندام. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چارشانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر