معنی چارزانو زدن
5 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از مربع نشستن. (آنندراج): چار زانو چون توان در مجلس سلطان زدن تا بخدمت چست باشی بر سر یکپا نشین. باقر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چارزانو زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر