معنی چاردیواری
3 بازدید
[ دی ] (اِ مرکب) خانه. محوطه ای که فقط چهار دیوار دارد بی هیچ بنای دیگر. جدیر؛ چاردیواری. (منتهی الارب). جدرالجدار؛ چاردیواری ساخت. (منتهی الارب). - امثال: چاردیواری اختیاری؛ؤ مثلی است که از آن آزادی مسکن و منزل اراده کنند یعنی هر خانه مصون از تعرض است. || بودجهٔ چاردیواری یعنی بودجهٔ کامل و دربست. || میدان و آبشتگاه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چاردیواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر