معنی چاردیوار

معنی چاردیوار

5 بازدید
[ دی ] (اِ مرکب) خانه ای که از هر چهار طرف دیوار داشته باشد. (آنندراج). مخفف چهار دیوار. دیوارهای چهارگانهٔ اطاق یا جایگاهی که سقف بر آنها نهاده شود: بود چار دیوار آن خانه سست که بنیادش اول نباشد درست.نظامی. بگفت از پس چار دیوار خویش همه عمر ننهاده ام پای پیش.نظامی. شه آسایش و خواب را کار بست دو لختی در چاردیوار بست.نظامی. چو در چاربالش ندیدم درنگ نشستم در این چار دیوار تنگ.نظامی. پیش قدرش سپهر نه بالش همچو ویرانه چاردیواریست.جوینی. چاردیواری نمایان نیست غیر از چارموج گشت سیلاب سرشکم در جهان نا آشکار. غنی (از آنندراج). هر زمینی و جایی که از همه طرف محدود به دیوار باشد. (ناظم الاطباء). || کنایه از چار حد دنیا هم هست. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء): چه بازیچه کاین چرخ بازیچه رنگ نبازد در این چاردیوار تنگ.نظامی. - چاردیوار خانه روزن شدن؛ کنایه از خراب شدن و فرو افتادن خانه. (آنندراج): چاردیوار خانه روزن شد بام بنشست و آستان برخاست. افضل الدین خاقانی (از آنندراج). - چاردیوار ظلمانی؛ دنیا و قالب انسانی. (آنندراج). - چاردیوار نفس. (ناظم الاطباء). - || قالب و جسد آدمی. (ناظم الاطباء).
[ دی ] (اِخ) قریه ای است از قرای حوالی قندهار. پادشاه هندوستان جلال الدین اکبر دفعهٔ ثانی بعد از سه سال و هشت ماه و بیست روز که از اول محاصرهٔ قندهار گذشته بود از جهان آباد پایتخت خود بقصد تصرف قندهار حرکت کرده در کابل اردو زد و اورنگ زیب پسر خود را با یکصد هزار سوار از یکسو و سعداللََّه خان وزیر اعظم را با یک صد هزار دیگر و نه عراده توپ از جانب دیگر در اواخر ربیع الثانی هزار و شصت و دو بسمت قندهار حرکت داد، اردوی سعداللََّه خان وزیر اعظم در چمن طلی خان سه فرسنگی شهر و اردوی اورنگ زیب بقریهٔ چاردیوار نزول نمود. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۴۸).

کلمات هم‌قافیه با «چاردیوار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید