معنی چاردوال
5 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) زنجیر دسته دار که بدان خر رانند. || چوبی باشد بمقدار یک قبضه که چارواداران بر سر آن میخی کوچک بقدر مهمیزی نصب نمایند و زنجیری با چند حلقه و چهار تسمه بر آن تعبیه کنند و الاغ و چاروا را بدان برانند. (برهان قاطع). || در بیت زیر از رضی الدین نیشابوری ظاهراً چاردوال معنی دیگر دارد: آن خداوند که همواره همایونش صیت هفت اقلیم همی برّد بی چاردوال. رضی نیشابوری. رجوع به سُک شود.
کلمات همقافیه با «چاردوال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر