معنی چارخم

معنی چارخم

4 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) فنی است از کشتی. (آنندراج). نام فنی در کشتی گیری. (ناظم الاطباء): نهد دست و پا چون به پشت و شکم نهد نام این شیوه را چار خم. اعجاز اصفهانی (در صفت کیسه مال حمام از آنندراج). || کمان را چون گوش تا گوش کشند گویند چارخم شد. (آنندراج): سرکش به یک دو ضرب نگیرد فروتنی تا زور ما ندید کمان، چارخم نشد. ملاطغرا (از آنندراج). بیک خمی ز کمان دو ابروت مردم کرشمه ات اگرش چارخم کند چه علاج. ملاطغرا (از آنندراج). بر سر زانوی قدرش کمان حلقهٔ افلاک چارخم. (تاج المدایح از آنندراج).
[ خُ ] (اِ مرکب) خمهای چهارگانه رنگرزی. چهارخم دکان رنگ رزی که رنگرز رنگهای مختلف را در آنها میریزد: این سه گز خاک و پهنی تو گزی چارخم در دکان رنگرزی.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «چارخم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید