معنی چارخلط
5 بازدید
[ خِ ] (اِ مرکب) خون و بلغم و صفرا و سودا. صفرا و سودا و بلغم و خون مطابق اصطلاح پزشکان قدیم : از سر و پای تا بگردن و گوش هست از این چارخلط عاریه پوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «چارخلط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لط» برای سرودن شعر