معنی چارجوی بهشتی
5 بازدید
[ یِ بِ هِ ] (اِ مرکب) چهار نهر، یکی از آب دوم از شیر، سوم از خمر، چهارم از عسل. (آنندراج). || کنایه از سیحون و جیحون و نیل و فرات. (آنندراج). || کوثر و سلسبیل و تسنیم و طهور در بهشت. (اقبالنامه چ وحید ص ۲۵۰): ز دوزخ مشو تشنه را چاره جوی سخن در بهشت است و آن چار جوی. نظامی (اقبالنامه).
کلمات همقافیه با «چارجوی بهشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر