معنی چادر ترسا
5 بازدید
[ دَ / دُ رِ تَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) وطا و جامه ای باشد زرد و کبود و درهم بافته. (برهان). صاحب آنندراج نویسد: «ملاسروری گوید چادر ترسا، وِطای زرد و کبود»: از پشت کوه چادر احرام برکشد بر کتف ابر چادر ترسا برافکند. خاقانی. || کنایه از شفق و روشنایی آفتاب. (برهان). کنایه از سپیدی صبح و شفق آفتاب. (آنندراج): صبح که رهبان این کبود کلیسا بر سر گیتی کشید چادر ترسا. وصال (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چادر ترسا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سا» برای سرودن شعر