معنی چادرنشین
7 بازدید
[ دَ / دُ نِ ] (نف مرکب) صحرانشین. بادیه نشین. اهل وَبرَ. و بری. بَدَوی. مقابل شهرنشین و دِه نشین. مقابل تخته قاپو. || کنایه از طوایف و قبایلی که زندگی ایلی دارند و همهٔ فصول سال را در بیابان و زیر چادر بسر میبرند و غالباً بکار گله داری و گوسفندچرانی مشغولند و در طلب آبشخور اغنام و احشام خود از نقطه ای بنقطه ای میروند و ییلاق قشلاق میکنند.
کلمات همقافیه با «چادرنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر