معنی چاتمه
6 بازدید
[ مَ ] (ترکی، اِ) چند تفنگ را صلیبی بهم پیوسته در زمین نصب کردن. -چاتمه قراول؛ قراول مواظب چاتمه. - چاتمه گذاشتن؛ انجام دادن عمل چاتمه.
کلمات همقافیه با «چاتمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر