معنی پی و پخش
7 بازدید
[ پَ / پِ یُ پَ ] (اِ مرکب) پی و تاو. تاب و طاقت. تاب و توان : بدین رخش ماند همی رخش اوی ولیکن ندارد پی و پخش اوی. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۲ ص ۴۹۸).
کلمات همقافیه با «پی و پخش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خش» برای سرودن شعر