معنی پی سودن
4 بازدید
[ پَ / پِ دَ ] (مص مرکب) لگدکوب کردن. پایمال کردن. || میل نمودن اراده کردن بطرفی. (آنندراج). مشتاق بودن. رغبت کردن. آهنگ کردن بسوئی. قصد کردن بطرفی.
کلمات همقافیه با «پی سودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر