معنی پی افکندن

معنی پی افکندن

6 بازدید
[ پَ / پِ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) بنا کردن. ساختن. عمارت کردن. بن افکندن. بناء. تأسیس. بنا نهادن. برآوردن. بنیان کردن. پی انداختن : پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند.فردوسی. مداین پی افکند جای کیان پراکنده بسیار سود و زیان.فردوسی. یکی باره افکند ازین گونه پی ز سنگ و ز چوب و ز خشت و ز نی. فردوسی. ز خارا پی افکنده در ژرف آب کشیده سر باره اندر سحاب.فردوسی. - پی افکندن کاری (سخنی)؛ بنیاد نهادن آن : به شیروی بخشیدم آن برده رنج پی افکندم او را یکی تازه گنج.فردوسی. پی افکن یکی گنج ازین خواسته سوم سال را گردد آراسته.فردوسی. سخنهای هرمزد چون شد ببن یکی نو پی افکند موبد سخن.فردوسی. پی کین تو افکندی اندر جهان ز بهر سیاوش میان مهان.فردوسی. یکی جنگ با بیژن افکند پی که این جای جنگست یا جای می.فردوسی. بزد بر سر خویش چون گرد ماه یکی فال فرخ پی افکند شاه.فردوسی. بگوید ابر شاه کاوس کی که بر خیره کاری نو افکند پی.فردوسی. ز گوینده بشنید کاوس کی برین گفته ها پاسخ افکند پی.فردوسی. بشاه آگهی شد که کاوس کی فرستاده و نامه افکند پی.فردوسی. کس آمد بگرد وی از شهر ری برش داستانی بیفکند پی.فردوسی. چو آن پوست بر نیزه بر دید کی بنیکی یکی اختر افکند پی.فردوسی. بدین خرمی بزمی افکند پی کزان بزم ماه آرزو کرد می.اسدی. بدو داد تا مرز قزوین و ری یکی عهد بر نامش افکند پی.اسدی. بنگر که خدای چون بتدبیر بی آلت چرخ را پی افکند.ناصرخسرو. ز گیلان برون شد درآمد به ری به افکندن دشمن افکند پی.نظامی. || اختراع کردن. ابداع کردن. نو آوردن. چیزی را باعث شدن : پدر مرزبان بود ما را به ری تو افکندی این جستن تخت پی.فردوسی. || آغازیدن. شروع کردن. رجوع به پی اندرافکندن و نیز رجوع به افکندن شود.

کلمات هم‌قافیه با «پی افکندن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید