معنی پی آوردن
6 بازدید
[ پَ وَ دَ ] (مص مرکب) دنبال کردن نشان پای. برداشتن ایز: زکریا به آن درخت درشد، ایشان پی همی آوردند چون به آنجا رسیدند، گفتند ندانیم اکنون کجا شد. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «پی آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر