معنی پیک مرتب
5 بازدید
[ پَ / پِ کِ مُ رَتْ تَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) برید مرتب. پیک با راتبهٔ دائم نه موقت. || قاصدی چند بر منازل متوقف ساخته تا فریها نامه ای را به سرعت یکی به دیگری رساند تا در کوتاهترین زمان به مقصد رسد: ورم ضعیفی و بی بدیم نبودی وآنکه نبود از امیر مشرق فرمان خود بدویدی بسان پیک مرتب خدمت او را گرفته جامه به دندان.رودکی. رجوع به برید مرتب و رجوع به پیک شود.
کلمات همقافیه با «پیک مرتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر