معنی پیکانریز
4 بازدید
[ پَ /پِ ] (نف مرکب) ریزندهٔ پیکان. تیرزن : غمزه پیکان ریز و عاشق محو او مائل بقتل صید ناپیدا و هر سو تیرباران دیده اند. حسین ثنائی.
کلمات همقافیه با «پیکانریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر