معنی پیکارگه
6 بازدید
[ پَ / پِ گَ هْ ] (اِ مرکب) پیکارگاه. میدان جنگ. حربگاه. جنگ جای. رزمگه : از برای آنکه در پیکارگه روی هوا پرستاره آسمانی کردی از دود و شرار. مسعودسعد. دوزخی شد عرصهٔ پیکارگاه کو در آن پیکارگه خنجر کشید.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «پیکارگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر