معنی پیچ و مهره
5 بازدید
[ چُ مُ رَ / رِ ] (اِ مرکب) رجوع به پیچ و رجوع به مهره شود. - پیچ و مهرهٔ کاری در دست کسی بودن؛ تمام وسائل و اسباب پیشرفت امری نزد او بودن، از عهدهٔ او تنها برآمدن، که او حل مشکل آن تواند کرد و بس.
کلمات همقافیه با «پیچ و مهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر