معنی پیچ و خم

معنی پیچ و خم

5 بازدید
[ چُ خَ ] (اِ مرکب، از اتباع) چین و شکن. گردش و تاب : آب عزم است ولی خائن طبع ساده رنگست ولی پیچ و خم است.خاقانی. - جوانی و هزار پیچ و خم (هزار چم و خم)؛ با اطوار گوناگون : ای درّ آبدار جوانی ز پیچ و خم در آب شد ز شرم تو صد راه زیر آب. خاقانی. - راههای پرپیچ و خم؛ بسیار بدین سوی و آن سوی گردنده. بس منحنی. ناراست. - مسائل پرپیچ و خم؛ بس مشکل. بسیار غامض. سردرگم : نگه کن که چون مذهب ناصبی پر از باد و دودست و پر پیچ و خم. ناصرخسرو. - موی با پیچ و خم؛ جعد. مرغول. پرپیچ و خم. با شکن بسیار: زان طرهٔ پرپیچ و خم سهلست اگر بینم ستم از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «پیچ و خم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید