معنی پیچیدهگوش
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) که گوش وی پیچانده باشند توبیخ را: به ذل غریبان بیمارتوش به اشک یتیمان پیچیده گوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیچیدهگوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر