معنی پیچیدهساق
4 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) که ساقی قوی دارد: کثیف؛ کوتاه انگشت پیچیده ساق... (التفهیم). || که ساق کژ دارد.
کلمات همقافیه با «پیچیدهساق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر