معنی پیچپیچی کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ول خرجی کردن. دست بباد بودن : پیچ پیچی مکن و سیم بکس بازمده نرخ ارزان کن و در میخ درآویز ازار. سوزنی. و محتمل است بمعنی دندان گردی و گران گازی و گران فروشی هم باشد.
کلمات همقافیه با «پیچپیچی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر