معنی پیچ‌پیچ

معنی پیچ‌پیچ

6 بازدید
(ص مرکب) با پیچ بسیار. با تاب و خم بسیار. شکن برشکن. پرپیچ. خم درخم و سخت پیچیده، در صفت دلبر و معشوق. (آنندراج). صاحب پیچ بسیار: کمند گره دادهٔ پیچ پیچ بجز گرد گردان نمی گشت هیچ.نظامی. چو میکردم این داستان را بسیچ سخن راست رو بود و ره پیچ پیچ.نظامی. چو برپائی طلسمی پیچ پیچی چو افتادی شکستی هیچ هیچی.نظامی. در ناف جهان که پیچ پیچ است بادست و چه باد هیچ هیچ است.نظامی. گرفتار کن را دهد پیچ پیچ بدان تا نگردد گرفتار هیچ.نظامی. جهان چون مار افعی پیچ پیچ است ترا آن به کزو در دست هیچ است.نظامی. کوهی از قیر پیچ پیچ شده بر شکارافکنی بسیچ شده.نظامی. با من سخن تو پیچ پیچ است نی هیچ نهی که هیچ هیچ است.نظامی. چه پیچیم در عالم پیچ پیچ که هیچست ازو سود و سرمایه هیچ.نظامی. بدو گفت کای سنبلت پیچ پیچ ز یغما چه آورده ای گفت هیچ.سعدی. وین شکم خیره سر پیچ پیچ صبر ندارد که بسازد بهیچ.سعدی. دو چشم و شکم برنگردد بهیچ تهی بهتر این رودهٔ پیچ پیچ.سعدی. نه اندیشه از کس نه حاجت بهیچ چو زلف عروسان رهش پیچ پیچ.سعدی. فتادند در عقدهٔ پیچ پیچ که در حل آن ره نبردند هیچ.سعدی. مرگ اینک اژدهای دمانست پیچ پیچ لیکن چه غم ترا که بخواب خوش اندری. سعدی. وارهیدند از جهان پیچ پیچ کس نگیرد بر فوات هیچ هیچ.مولوی. کو با شکسته نمیمانست هیچ که نه غم بودش در آن نی پیچ پیچ.مولوی. مشتری خواهی بهردم پیچ پیچ تو چه داری که فروشی هیچ هیچ.مولوی. ما که ایم اندر جهان پیچ پیچ چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ. مولوی. - زلف پیچ پیچ؛ مرغول. مجعد. پرشکن. پرخم. دارندهٔ پیچ و خم بسیار و مشکل. || نه راست و مستقیم : میرود کودک بمکتب پیچ پیچ چون ندید از مزد کار خویش هیچ.مولوی. || مضطرب. پیچان : شه از گفت آن مرد دانش بسیج فروماند بر جان خود پیچ پیچ.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «پیچ‌پیچ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یچ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید