معنی پیوستگی کردن
5 بازدید
[ پَ / پِ وَ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) مواصلت. وصلت کردن. قرابت کردن. پیوستگی ساختن. وسیلت. (لغت ابوالفضل بیهقی).
کلمات همقافیه با «پیوستگی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر