معنی پیوستهابرو
4 بازدید
[ پَ / پِ وَ تَ / تِ اَ ] (ص مرکب) دارای ابروی متصل. اقران. مقرون. قرناء. مقرون الحاجبین. پیوسته برو. که دو ابروی بهم متصل دارد.
کلمات همقافیه با «پیوستهابرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر