معنی پیواسته
6 بازدید
[ پی تَ ] (اِ) برج و قلعه و حصار و فصیل. (برهان): برج پیواسته اش هست بر از اوج حمل بر گذشته است سر کنگره اش از کیوان. اورمزدی. صاحب آنندراج و انجمن آرا گویند بمعنی پیوسته ومحکم و دایم است اما اینکه در برهان قاطع و دیگر کتب فرهنگ پیواسته آمده است مصحف پیراسته است که ظاهراً نزهتگاه شهراست -انتهی. رجوع به پیراسته و شاهد شعر بوشعیب در آنجا شود که پیراسته را قرینهٔ «آراسته» آورده است.
کلمات همقافیه با «پیواسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر