معنی پیه صبح
6 بازدید
[ هِ صُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سپیدی صبح : ز فقر رتبهٔ اهل هنر کمی نپذیرد چو پیه صبح شد آخر چراغ مهر بخیزد. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پیه صبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر