معنی پیهودن
5 بازدید
[ پَ / پِ دَ ] (مص) بیهودن. نیم سوخته گشتن به تبش آتش. رجوع به بیهودن شود. نیم سوخته و رنگ بگردانیده شدن از رسیدن تبش آتش بدان : جوانی رفت پنداری نخواهد کرد بدرودم بخواهم سوختن دانم که هم اینجا بپیهودم. کسایی.
کلمات همقافیه با «پیهودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر