معنی پیهجیک
6 بازدید
[ یَ جی ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش شاهپور شهرستان خوی. واقع در پنجهزار و پانصد گزی خاور شاهپور و دو هزار و پانصد گزی شمال شوسهٔ شاهپور به ارومیه. جلگه، معتدل، مالاریائی، دارای ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ زولا، محصول آنجا غلات و حبوبات -شغل اهالی آن زراعت و گله داری صنایع دستی جاجیم و لباس بافی است. راه آن ارابه روست و تابستان از راه ارابه رو شاهپور میتوان اتومبیل برد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ یَ جی ] (اِخ) دهی از دهستان اواوغلی بخش حومهٔ شهرستان خوی. واقع در هفت هزارگزی شمال خاوری خوی و چهار هزار و پانصد گزی باختر شوسهٔ خوی به جلفا. جلگه، معتدل مالاریائی، دارای ۵۵۳ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ قودوخ بوغان و قطور، محصول آن غلات و پنبه و انگور و زردآلو و کرچک، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جوراب بافی است. و از راه ارابه رو تازه کند به خوی میتوان اتومبیل برد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ یَ جی ] (اِخ) دهی از دهستان کره سنی بخش شاهپور شهرستان خوی. واقع در ۲۳ هزارگزی شمال باختری شاهپور و دو هزارگزی شمال راه ارابه رو چهار ستون. دره. معتدل. دارای ۶۲ تن سکنه. آب آن از درهٔ قره قای، محصول آنجا غلات، شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالروست. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ یَ جی ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه. واقع در ده هزارگزی شمال باختری نقده و ۴ هزارگزی جنوب شوسهٔ اشنویه به نقده. جلگه. معتدل. مالاریائی. دارای ۵۹ تن سکنه. آب آن از رود گذار، محصول آنجا غلات و توتون و چغندر و حبوبات. شغل اهالی آن زراعت و گله داری. صنایع دستی آن جاجیم بافی و راه آنجا مالروست. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «پیهجیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر