معنی پینکیزن
6 بازدید
[ نَ زَ ] (نف مرکب) چرت زن : ریزد ز دهانش آب حیوان گردد هرگاه پینکی زن. باقر کاشی (در تعریف مرغابی. از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پینکیزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر