معنی پیناک
5 بازدید
[ پَ / پِ ] (ص مرکب) دارای پی. پی دار. دارای عصب. عصب اللحم؛ پی ناک شد گوشت. (منتهی الارب). گوشتی پی ناک؛ دارای عصب.
کلمات همقافیه با «پیناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر