معنی پیلگام
6 بازدید
(ص مرکب) پیل قدم. دارای قدمی چون فیل : گورساق و شیرزهره، یوزتاز و غرم تک پیل گام و کرگ سینه، رنگ تاز و گرگ پوی. منوچهری. ابرسیر و بادگرد و رعدبانگ و برق جِه پیل گام و سیل برّ و شَخ نورد و راهجوی. منوچهری.
کلمات همقافیه با «پیلگام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر