معنی پیلمرغ
6 بازدید
[ مُ ] (اِ مرکب) مرغی که از بالای منقار او پوستی مانند خرطوم فیل آویخته است. (برهان). دجاجهٔ مصریه که از منقار او خرطومی آویخته و خرطوم و گردن او هر لحظه به رنگی نماید. (انجمن آرا). پیروج. بوقلمون. فیلمرغ. شوار. شوال. شوالک. (برهان). ابوبراقش. (برهان، ذیل شوالک). شوات. (برهان).
کلمات همقافیه با «پیلمرغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رغ» برای سرودن شعر