معنی پیفراخی
6 بازدید
[ پَ / پِ فَ ] (حامص مرکب) حالت یا عمل پی فراخ : بود با راهواریش همه لنگ با چنین پی فراخیش همه تنگ.نظامی. که ما را سر پردهٔ تنگ نیست بجز پی فراخی در آهنگ نیست.نظامی. ملک ازو گرچه سبز شاخی داشت او چو خورشید پی فراخی داشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیفراخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر