معنی پیغوی
8 بازدید
[ پَ / پِ غَ ] (ص نسبی) منسوب به پیغو (مصحف یبغو)، نام عمومی ملوک سرزمین پیغو (یبغو) که قسمتی است از ترکستان : همه ایرجی زادهٔ پهلوی نه افراسیابی و نه پیغوی.دقیقی. ز یاقوت سیصد کمر پیغوی.اسدی. || تورانی : بدادندش آن نامهٔ خسروی نوشته برو بر خط پیغوی.دقیقی. نبشت اندر آن نامهٔ خسروی نکو آفرین بر خط پیغوی.دقیقی. زبانها نه تازی و نه پهلوی نه چینی نه ترکی و نه پیغوی.خسروی. || از مردم پیغو. ترک : تا شاعران بشعر بگویند و بشنوند وصف دو زلف و دو لب خوبان پیغوی. فرخی.[ پَ غَ ] (اِخ) لقب شاعری بنام حسام الدین بختیاربن زنگی سلجوقی. (رجوع به حواشی تاریخ بیهقی سعید نفیسی ج ۳ ص ۱۳۶۲ ببعد شود).
کلمات همقافیه با «پیغوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر