معنی پیغلوش
6 بازدید
(اِ مرکب) مقلوب پیلغوش و پیلغوش نیز مبدل پیلگوش [ است ] که بجهت پهنی برگ آنرا بگوش پیل تشبیه کرده اند. (آنندراج). گلی است از جنس سوسن و آنرا سوسن آسمانگون خوانند و بر کنارهای آن خالهای سیاه و چینهای کوچک افتاده است. (برهان). لوف الصغیر. لوف. (انجمن آرا). گلی است از جنس سوسن آزاد که آنرا آسمان گون سوسن خوانند و بر کنارهٔ او نقط سیاه باشد و رخنهٔ کوچکی. (نسخه ای از لغت نامهٔ اسدی). || خانهٔ مورچه. (ناظم الاطباء). || دهان و گوش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «پیغلوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر