معنی پیغلط کردن
6 بازدید
[ پَ / پِ غَ لَ کَ دَ ] (مص مرکب) محو کردن و برهم زدن نقش پا تا کسی پی نبرد. علامات کار خود را مخفی کردن تا کسی سر از آن کار درنیاورد: در تو نرسید و پی غلط کرد آن مرغ که بال و پر بینداخت.سعدی.
کلمات همقافیه با «پیغلط کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر