معنی پیغام کردن
7 بازدید
[ پَ / پِ کَ دَ ] (مص مرکب) پیغام فرستادن. پیغام دادن : سوی آن پرستار پیغام کرد که با من گر آیی به یکجای گرد.فردوسی. که مرا عیسی چنین پیغام کرد کز همه یاران و خویشان باش فرد.مولوی. - امثال: هرکه را دیده گفته، هرکه را ندیده پیغام کرده. عمود؛ پیغام کنندهٔ لشکر. (منتهی الارب). رجوع به پیغام دادن و پیغام فرستادن شود.
کلمات همقافیه با «پیغام کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر