معنی پیغام بردن
6 بازدید
[ پَ / پِ بُ دَ ] (مص مرکب) رسالت. تعلج. (منتهی الارب). رجوع به پیغام شود: ور زین سخن که یاد کنی تنگدل شود پیغام من بدو بر و پیغام او بیار.فرخی. من این پیغام نزدیک خواجه احمد بردم. (تاریخ بیهقی ص ۳۹۷). که چرا پیغام خامی از گزاف بردم از بیدانشی و از نشاف.مولوی. کسانیکه پیغام دشمن برند ز دشمن همانا که دشمن ترند.سعدی. به خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغام بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست.سعدی.
کلمات همقافیه با «پیغام بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر