معنی پیش چشم داشتن
5 بازدید
[ شِ چَ / چِ تَ ] (مص مرکب) برابر دیده قرار دادن. نصب العین کردن. - پیش چشم نداشتن؛ واقف نبودن : بخدمت پادشاه نبوده است و عادت و اخلاق ایشان پیش چشم نمیدارد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۹۶).
کلمات همقافیه با «پیش چشم داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر